گزارش موردکاوی شرکت سهامی زراعی خضری

با حضور آقای مهندس رمضانی، مدیرعامل شرکت

سلسله نشست­های واره ۲، با موضوع موردکاوی تشکل­های کشاورزی در سومین پرونده به بررسی شرکت سهامی زراعی خضری پرداخت. در نشست­های قبلی با حضور هسته سیاست کشاورزی و منابع طبیعی و همچنین تنی چند از اعضاء هیأت علمی مؤسسه تحقیقات خاک و آب، به بررسی شرکت تعاونی عشایری گرمسار و آرادان (به مدیر عاملی آقای یوردخانی) و همچنین بررسی سایت الگوی کشاورزی سد وشمگیر واقع در استان گلستان پرداخته شده بود. سومین پرونده که با حضور مدیر عامل شرکت، آقای مهندس رمضانی و جمعی از خبرگان حوزه نظام‌های تولید و بهره‌برداری کشاورزی برگزار شد، به بررسی سیر تاریخی تشکیل این شرکت، سازکار اداره، محصولات و سایر مشخصه­های این شرکت پرداخته شد.

تأسیس شرکت با تبدیل چالش به فرصت

این شرکت در سال ۱۳۴۷ تأسیس شد و فعالیت­ اولیه آن تا قبل از انقلاب ادامه داشت.

جرقه اولیه شرکت بعد از زلزله ۹ شهریور ۱۳۴۷ در دشت بیاض و فردوس ایجاد می­شود که در آن اکثر اهالی از بین رفته و خسارات زیادی وارد می‌شود. پس از این اتفاق ناگوار کسانی که باقی مانده بودند توان اداره املاک را نداشتند. البته سیاست اصلاحات اراضی که در سال­های قبل از آن انجام شده بود نیز بی­تأثیر نبود و نیاز به ایجاد یک انسجام اجتماعی احساس می­شد. دولت وقت تصمیم گرفت با ایجاد شرکت­های سهامی زراعی در سراسر کشور، تا حدی از آسیب­های اصلاحات ارضی را بکاهد. در روستای خضری در دشت بیاض با گذشت ۲۰ روز از زلزله، ایده شرکت مطرح و تحت عنوان شرکت نیمبلوک راه­اندازی شد.

در سال­های پس از انقلاب به دلیل برخی نابسامانی­ها، تا مدتی فعالیت این شرکت معلق ماند. برخی با تصور اینکه این شرکت پیش از انقلاب دولتی بوده است، اقدام به تصاحب تعداد قابل توجهی از ماشین­آلات و اموال آن کردند. این مسائل باعث شد که مدتی کار شرکت معطل بماند. تا اینکه، بنا به اظهار مهندس رمضانی، به درخواست مردم محلی مجددا فعالیت آن از اسفند ۱۳۶۳ آغاز و روند جدید آن احیا شد. این شرکت از نوع تعاونی‌هایی است که با سرمایه نقدی تشکیل نشد و آورده مردم زمین و املاک آنها بود. به طوری که این شرکت، خرده مالکی­ترین سهامی زراعی کشور است. سهامداران اولیه تقریباً فوت شده‌اند و تقریبا همه سهام­ها در اختیار ورثه قرار گرفته‌اند. سهام شرکت قابل خرید و فروش یا واگذاری به غیر نیست تا از خرد شدن اراضی جلوگیری شود. مگر اینکه بین خودسهامداران جابجا شود یا به فرزندانشان واگذار گردد. در حال حاضر تعداد سهام این شرکت ۵۹۰۸۱ سهم است که ۲۷% این مقدار دولتی و مابقی متعلق به مردم است. در حال حاضر شرکت ۱۱۰۷ نفر سهامدار دارد. اراضی مواتی که در جوار اراضی مردم بوده و قابلیت کشت داشته، طبق قانون به شرکت واگذار شده است و در واقع همین زمین‌ها، آورده دولت در این شراکت بوده‌اند.

تنوع محصولات تولیدی در شرکت سهامی زراعی خضری

در این مجموعه حدود ۷۰۰ نفر کشاورز و تعدادی کارمند رسمی مشغول فعالیت هستند. میزان اراضی حدود ۱۱۰۰۰ هکتار است که از این میزان حدود ۱۴۰۰ هکتار زیر کشت زراعت آبی است. ۱۵۰ هکتار محصولات باغی شامل سیب، گلابی، آلو (میوه‌های سردسیری) و بقیه شامل زرشک، عناب، انگور و گل محمدی است. سایر اراضی به کشت گندم، جو، ذرت و چغندر قند اختصاص دارند. این مجموعه ۲۵ حلقه چاه دارد که ۲۳ حلقه به زراعت و باغبانی و ۲ حلقه به گاوداری و کارخانه فرآورده‌های لبنی اختصاص دارد. این شرکت، ۳۵۰۰ رأس دام سبک و ۱۲۰۰ رأس دام از نوع گاو هولشتاین سنگین دارد.

بر اساس مطالعات و آمایشی که اخیراً در این اراضی انجام شده، الگوی کشت عوض شد و به سمت محصولات کم آب­بر حرکت شده است. در گذشته محصول زراعی این اراضی بیشتر چغندرقند بود که الان کم شده و به سمت ذرت علوفه‌ای و یونجه تمایل ایجاد شده است تا زنجیره تولید خود شرکت تکمیل گردد. همچنین اجرای آبیاری تحت فشار به طور جدی در اراضی این شرکت دنبال شده است.

در پرورش دام سبک از نژاد بلوچی اصلاح نژاد شده استفاده می‌شود. پرورش دام داشتی در این شرکت به صورت گله داشتی و پرواری است که عمدتا بر اساس مراتع و پس­چر اراضی خود مجموعه طراحی شده‌اند. گاوداری نیز بر اساس نژاد هولشتاین است و ۲۲ نفر در آن مشغول به کارند. روزانه ۱۵ تن شیر تولید می‌کند که در کارخانه فرآوری لبنی همین مجموعه فرآوری می­شوند و در سال ۳۰۰ تن گوشت گوساله تولید می‌کند. کارخانه لبنیات در فاصله ۱۰۰۰ متری از گاوداری است و ۳۰ نفر در آن مشغول به کارند. توزیع محصولات هم در استان­های همسایه انجام می‌شود. کارخانه خوراک دام در شهرک صنعتی خضری مستقر است که تولید ماهیانه آن ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تن خوراک دام است. حدود ۱۲ نفر در آن مشغول به کارند.

پرورش ماهیان سردآبی نیز بخشی از فعالیت­های شرکت بوده که برای مدیریت بهتر آب به ماهیان زینتی تبدیل شده است.

همچنین سالانه ۱۰۰۰ تن بذر گندم و جو در این شرکت تولید می‌شود که بعد از بوجاری توسط سازمان جهاد در خود استان توزیع می‌شوند.

نظام تولید در شرکت سهامی زراعی خضری

کشاورزانی که در این مجموعه کار می­کنند عمدتا خود سهامدار این شرکت نیز هستند و علاوه بر سهم خود از سود سالانه شرکت، درصدی از تناژ محصول نهایی را بر اساس قرارداد تولیدی که با شرکت دارند در اختیار می­گیرند. گاهی نیز مدیریت کشت با خود شرکت به صورت یکپارچه و متمرکز است. یعنی کشاورز در سیاست‌گذاری کشت دخالتی ندارد. تهیه کود و بذر و ماشین آلات با شرکت است. در این حالت، کشاورز عملا کارگر شرکت است و اجرت خود را به صورت درصدی در محصول برداشت شده دریافت می‌کند و اصطلاحات محصول را سرخرمن دریافت می­کند و به عنوان تناژکار شناخته می‌شوند. در این نظام تولید، سهم کشاورزان از محصولات ۲۵% است و بسته به میزان پرزحمت بودن کشت، تا ۴۰% نیز می‌تواند برسد. برای عملیات زمین‌های باغی به این صورت است که شرکت کارگر مزدبگیر می­گیرد و حالت شراکتی تعریف نشده است.

کشاورزانی که عضو این تعاونی هستند، نسبت به اهالی روستاهای همجوار که چنین تعاونی ندارند، با کار کمتر و سرمایه­گذاری­ کمتر، توانستند درآمد حدوداً دو برابری داشته باشند. این ۷۰۰ نفر کشاورز در جاهای مختلف پراکنده هستند و تقریبا مساوی کار می­کنند. ولی بر اساس سهامشان تناژهای متفاوتی را دریافت می­کنند. زمین­هایی که در هر چاهی است یکپارچه است. حالا ممکن است نوع کشت آن فرق داشته باشد. هر چاه یک نماینده دارد که سرآبیار نامیده می‌شود. سرآبیار که تعدادی کشاورز زیرمجموعه او هستند، کارها را پیگیری و مدیریت می­کند.

این شرکت در سال ۹۶ وارد مقوله کشت فراسرزمینی نیز شد. اما به مشکل برخورد و نهایتاً حدود چهار سال بعد از این کار دست کشید.

نظام ­های تولید و بهره ­برداری در ایران

در این نشست آقای مهندس غلامحسین طباطبایی، مدیرعامل شرکت تعاونی ایران حضور داشت و به سؤالات مخاطبین در خصوص نظام‌های بهره­برداری در ایران پاسخ گفت. بنا به گفته وی، بعد از اصلاحات ارضی و در سال ۱۳۴۸ قانون تأسیس شرکت­های سهامی زراعی تصویب شد. قرار بود که بزرگ مالکان کشاورز شناخته شوند و مابقی در قالب سهامی زراعی یا تعاونی تولید اقدام به فعالیت کنند. اما خیلی از این شرکت‌های تعاونی در عمل موفق نبودند و پس از انقلاب اسلامی، تنها شرکت­هایی همچون شرکت تعاونی تربت جام، اسلام­آباد، باغین کرمان و خضری که در حدود سال ۴۹ ایجاد شده بودند و سرعت و زمان مناسب برای نهادینه­سازی داشتند فعال ماندند. می‌توان گفت از دهه ۸۰ دوباره شرکت­های تعاونی زراعی در کشور رو به توسعه رفتند و تعداد نمونه‌های موفق آنها به حدود ۲۰ واحد رسید.

مرحوم مهندس عارف­منش اولین مدیر عامل شرکت تعاونی زراعی خضری بود. به نظر می‌رسد همه کشاورزان ایشان را قبول داشتند. آقای عارف‌منش خود سهامدار این شرکت نبود و از بیرون این شرکت آمده بود. در آن دوره، در مجموع ۹۳ نفر کارشناس و مدیر توسط دولت وقت به این شرکت تزریق شدند. اما هر قدر از تأسیس شرکت سپری شد، نقش بومی­ها بیشتر شد. خود آقای رمضانی که الان مدیر عامل هستند، فرزند سهامدار شرکت و اکنون از سهامداران مجموعه هستند و بیشتر کارکنان و مدیران شرکت اکنون خود سهامدارند. مگر در مواردی که تخصص لازم در میان سهامداران موجود نباشد. اشتراک نظر بین مردم و دولت در اینجا وجود داشته است.

لازم به ذکر است که دولت ناظر به سهمی که در این پروژه دارد، هیچ سهم­بری از شرکت ندارد و سهم خود از سود را برای توسعه شرکت سرمایه‌گذاری می‌کند. شرکت برای سود سهام دولت باید طرح زیربنایی تهیه کند و در شورای استان به تصویب برساند و پس از تأیید مرکز، این پول قابل هزینه برای کارهای زیربنایی شرکت خواهد بود. ظاهرا در حال حاضر دخالت دولت در این شرکت‌ها نسبت به قبل بسیار کمتر شده است و عملاً تنها برای اینکه سود دولت در کجا و چطور استفاده می­شود ورود پیدا می­کنند.

به گفته مهندس طباطبایی مؤسسین شرکت سهامی زراعی در ایران، همه مدل­های تعاونی دنیا را بررسی کرده بودند و مدلی را که برای شرکت‌های تعاونی زراعی در ایران اجرا کردند از ترکیب مدل‌های گوناگون و حتی با کوشش برای تطبیق آنها بر مبانی فقهی استخراج کرده بودند. در نتیجه، مدل شرکت‌های تعاونی زراعی ایران تطبیق کامل بر هیچ یک از نمونه‌های خارجی ندارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.