کسب وکارهای فراموش شده

  1. چه کسب و کارهایی در مراتع رواج داشته است!

منابع طبیعی و از جمله مراتع به عنوان موهبت­‌های الهی بستری است که از طریق آن در طول تاریخ کسب و کارهای مختلف شکل گرفته و زندگی­‌های بسیاری رونق یافته است. دامداری در بستر علفزارهای طبیعی به عنوان مهمترین و پرسابقه‌­ترین کاری است که با فراز و فرودهای مختلف در پهناهای طبیعی رواج داشته است و جوامع محلی مختلفی را سامان داده است. در کنار آن و به عنوان مشتقات تولیدات دامی، تولید لبنیات در انواع مختلف آن بیشتر توسط زنان عشایر و با کمک فرزندان صورت می‌­گرفته است. در خانوارهای تولیدکننده در بستر مراتع در نقش کارگا‌ه‌­های تولیدی کوچک ولی حیاتی، همه حتی فرزندان خردسال نقش جدی داشتند و کسی صرفاً مصرف­کننده نبود.

تولید صنایع مثل بافت سیاه‌­چادر و سایر بافندگی‌­ها نیز هنری بوده که هم نیازهای خود عشایر را تأمین می­‌کرده و علاوه بر آن حدی از هزینه زندگی را تأمین می­‌کرده است. متأسفانه این صنایع نیز روبه فراموشی است و به تدریج جای خود را به جایگزین­‌های صنعتی و مدرن داده است. چرا که این هنرهای عشایری نه چندان مورد توجه دولت بوده است و نه سازکاری برای استفاده و فروش آنها طراحی شده است. لذا با حداقل حمایت از این کارگاه­های تولید خرد برای برندسازی و بازاریابی، این صنایع به عنوان میراث ملی تداوم می­یابد و هم معیشت به نسبت پایداری برای خانوارهای روستایی و عشایری شکل می‌­گیرد. 

برداشت از گیاهان دارویی خودرو که جز گونه­‌های بومی ایران هستند، فرصت جدیدی است که امکان بهره­‌گیری از این موهبت و استفاده از مزیت رقابتی کشور در عرصه بین‌­المللی را فراهم کرده است؛ هر چند در کنار این برداشت، اسراف­‌ها و تبذیرهایی صورت گرفته است. علاوه بر آن کسب و کارهای جدید مثل گردشگری برای استفاده از زیبایی مراتع نیازمند مقدماتی است که هنوز فراهم نشده است. 

تولیدات دیگری همچون پرورش زنبور عسل و پرورش پرندگان نیز در دامنه‌­های طبیعی مراتع صورت می­‌گیرد که فرصت درآمدزایی را ایجاد می­‌کند.

سؤالی که مطرح است این است که در مواجهه با صنایع مدرن وضعیت تولیدات سنتی مثل پرورش دام در مرتع، لبنیات سنتی، صنایع دستی چه باید کرد؟ آیا این شیب و سرعت روند جایگزینی صنایع جدید و نابودی صنایع سنتی منجر به ازکارافتادگی تولیدکنندگان خرد و شکل­گیری معدودی تولیدکننده کلان نمی‌­شود؟ آیا بهتر نیست دولت با حمایت و حتی پرداخت یارانه به این تولیدکننده‌­های خرد ضمن به کارگرفتن تعداد بیشتری از نیروی آماده به کار و ایجاد معیشت پایدار برای آنها، شأن اجتماعی را برای خانوارهای تولیدکننده تضمین کند؟

  • به کجا چنین شتابان!

این سخت‌­کوشی است که باعث شده عشایر و مردم محلی در طول صدها سال با وجود سختی­‌های فراوان در بستر طبیعت باقی بمانند و چرخه تولید بومی را حفظ کنند. اما از سوی دیگر تغییرات اجتماعی و از سوی دیگر مداخلات دولت‌­ها، کسب و کارهای وابسته به مرتع را با مشکلاتی دچار ساخته است. به طوری که در حال حاضر در اداره امور مربوط به مراتع کشور آنچه که کمتر دیده می‌­شود یا از اولویت چندانی برخوردار نیست، پایدار بودن معیشت و کسب وکار جوامع محلی از جمله عشایر و روستایی‌­ها است. به نظر می‌­رسد که در سیاست­گذاری­های دولتی حفظ فیزیکی مراتع و حیات وحش که صدالبته لازم است، از جایگاه بالاتری به نسبت زندگی مردم برخوردار است! هرچند پذیرش این مدعی سخت به نظر می­آید ولی اماره­‌هایی که در این خصوص وجود دارد دال بر چنین واقعیتی است. به عنوان مثال کاهش مجوز دام در مرتع بدون یافتن جایگزینی برای معیشت دامداران فشار مضاعفی بر معیشت و زندگی آنها وارد می­‌کند. علاوه بر آن که رخدادهای طبیعی مثل خشکسالی یا بیماری­های دام نیز تولید آن را با خطراتی دچار می­کند. مسلم است که دامداری بدون استفاده از علوفه‌­های مرتعی بسیار پرهزینه است و با تأمین علوفه به صورت دستی سود چندانی برای آن باقی نمی­‌ماند.

  • جمع­‌بندی

به نظر می‌­رسد کسب وکارهای مرتعی، فرصت‌­هایی است که اولویت به کارگیری و بهره‌­گیری از آنها برای ذی­حقانی است که وارث این مراتع هستند؛ و به نسبت حقی که دارند، تکلیف جدی را بردوش دارند. آنها هم حق بهره­برداری را در اختیار دارند و از سوی دیگر مسئولیت صیانت از آن را به عهده دارند. بنابراین بهتر است به جای پیشنهاد طرح‌­های بزک­‌شده با عناوین مختلف حق بهره­‌برداری و استفاده از این مراتع به آنها واگذار شود و دولت در موقعیت یک مقام قاعده­‌گذار به طراحی چهارچوب کار بپردازد؛ موقعیتی که در آن تولیدکنندگان خرد و به اصطلاح کارگاه­‌های کوچک تداوم دارد. نه اینکه بهره‌­برداران را در موقعیت فرآیندهای از پیش طراحی شده بدون اختیار و امکان خلاقیت سوق دهد.   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *