آبادی من؛ تجربه یک کنش جمعی موفق

اسم این منطقه را از قبل شنیده بودم و مشتاق بودم که از نزدیک با فعالیت­ های مردم آن آشنا شوم. تلاش جمعی و زیاد گروهی کوچک برای شکل دادن یک حرکت بزرگ، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. حالا اینجا به یک منطقه الگو و زبان­زد تبدیل شده است. باقابلیت ­های بالا در کشاورزی و تولید محصولاتی دیگر. طبق قرار قبلی به همراه دوستان از یکی از مزارعی که به کشت ترخون می­ پرداختند بازدید کردیم. ترخون یک گیاه دارویی و معطر ارزشمند است که ضمن استفاده خوراکی که داراست، از فرآوری آن در صنایع دارویی و غذایی استفاده می­شود. برداشت این محصول از خردادماه آغاز شده و تا چند مرحله برداشت از آن تا آخر تابستان ادامه می­یابد.

در گلباف چندین خانوار به کشت ترخون می­پردازند و پس از برداشت و خشک کردن، به فروش می ­رسانند. این محصول محل امرار معاش چندین خانواده است. با وجود اینکه افراد زیادی درگیر این کار نیستند، اما بیشترین میزان ترخون را در کشور تولید می­کنند. از طریق تولید این گیاه دارویی و معطر، فرصت صادراتی قابل توجهی فراهم شده است. ناگفته­ های زیادی از مشکلات صادرات در بخش گیاهان دارویی وجود دارد. متأسفانه به دلیل اینکه سازکارهای مشخصی برای صادرات در این بخش وجود ندارد، فروش محصولات بازیچه دست افراد محدودی است که این داستان را مطابق با خواست خود رقم می­زنند. علاوه بر آن این محصول مثل بسیاری از دیگر موارد به صورت خام صادر می­شود و فرصت رقابتی قابل توجهی را از این طریق از دست می­دهیم. چرا که فرآوری این محصولات تا چندین برابر ارزش صادراتی آن را ارتقا می­دهد. در صورتی که سازکارهای تولید و صادرات به خوبی فراهم شود، کسب و کار گیاهان دارویی باعث احیا و ساخته شدن بسیاری از مناطق روستایی یا مناطق کمتر توسعه­ یافته خواهد شد.

سازکارهای جمعی برای رونق کسب و کار

در خصوص سازکارهای تولید و فروش در مناطق ضعیف، کشورهای مختلف تجربیات متنوعی را پشت سرگذاشته ­اند. آنها تلاش کرده­اند با شکل دادن برخی قالب­های نهادی، در امر تولید و فرآیند بازاریابی، تسهیلاتی را برای تولیدکنندگان خرد در قالب کنش جمعی فراهم کنند. در کشور ما نیز تلاش شد در قالب­هایی مثل تعاونی ­ها یا شوراها مسائل و مشکلات مربوط به تولید به خصوص در بخش روستایی مرتفع شود. اما این اتفاق به خوبی صورت نگرفت. در عرصه شکل­گیری کنش جمعی، خدماتی که از این نهادهای کنش جمعی ناشی می­شود متعدد است که به چند مورد اشاره می­شود:

تأمین سرمایه خرد

یکی از مشکلات کسب وکارهای خرد در روستا و شهر، تأمین سرمایه است. تا جایی که بسیاری از فرصت­های کسب وکار به دلیل عدم تأمین اعتبار مالی، از دست می­رود. این نهادهای جمعی در تأمین سرمایه برای تولید در سطح خرد بسیار تسهیلگر هستند. خصوصاً وقتی که امکان تأمین سرمایه را به سهولت برای همه افراد جویای کار فراهم کنند. 

حمایت فنی و تخصصی

حمایت در فرایند تولید نیز عامل تسهیلگر مهمی است که افراد را در مسیر کارآمدی و اثربخشی قرار می­دهد تا محصولات با کیفیت تولید شود. بسیاری از افرادی که به دنبال ایجاد کسب وکارهای خرد هستند، با فرآیند تخصصی تولید ناآشنا هستند. این مسأله به طور خاص در مناطق روستایی یا مناطقی که از فرصت­ های آموزشی کمتری برخوردار هستند بیشتر گریبانگیر افراد است و ضرورت حمایتگری نهادهای جمعی بیشتر احساس می­شود.

بازاریابی و فروش: ایجاد زیرساخت­ های صادراتی و گمرکی برای تولید و صادرات پایدار بر عهده دولت است. دولت­ها باید تلاش ­کنند که امر تولیدکنندگان را از هر گونه ارتعاش­ های بیرونی که آسیب‌­زا و مخرب است حفظ و حمایت کنند. چرا که بی­ثباتی در فضای اقتصاد و تولید بیشترین آسیب را متوجه بخش­های تولیدی خرد می­کند. اما از سوی دیگر تولیدکننده خرد به سختی می­تواند با بازار بین ­المللی ارتباط بگیرد و محصولات خود را به فروش برساند. لذا یک نهاد میانی به غیر از دولت لازم است تا ارتباط با فضای بین­ المللی را ایجاد کند و مناسبات و زیرساخت­ های لازم برای فروش پایدار را ایجاد کند که این از جمله خدمات نهادهای جمعی است.

بهبود فضای مقررات­ گذاری: در فضای تقنینی کسب وکار، موانعی وجود دارد که لازمه آن ارتباط با لایه حاکمیتی برای اصلاح است. این ارتباط به صورت فردی محقق نمی­ شود و باید در بستر یک کنش جمعی، ارتباط منسجم و ساختارمند با لایه حاکمیتی جهت اصلاح وضعیت ایجاد شود. از آنجا که در لایه کنش جمعی افراد از نزدیک با مسائل مقررات­گذاری دست و پنجه نرم می­کنند، امکان این را دارند که بازخورهای دقیقی را به لایه حاکیتی انتقال دهند و برای اصلاح آن چانه ­زنی کنند.  

آموزش و توانمندسازی

در مسیر شکل دادن حرکت­ های جمعی آنچه که حائز اهمیت است آموزش و توانمندسازی است. چرا که ضعف نگرشی و ناتوانی مردم بومی از جمله موانع اخلال­گر شکل­‌گیری یک کنش جمعی فراگیر است. فرآیند آموزش و توانمندسازی با دو رویکرد از بالا به پایین و از پایین به بالا صورت می­گیرد. در رویکرد از بالا به پایین نهادهای دولتی سازکاری را برای آموزش و توانمند کردن افراد در نظر گرفته­ اند. در این فرآیند بروکراتیک برای تمام شعبه ­های دولتی دفتری را به این کار اختصاص می ­دهند. همان طور در حال حاضر در اداره­های ذیل «جهاد کشاورزی» واحدی را به این بخش اختصاص داده­اند. اما آنچه که در این رویکرد حاصل شده است، با اثر و کارآمدی مطلوبی همراه نبوده است. در سازمان­های مربوطه دیگر مثل سازمان «جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری» فرآیندهای آموزش با تشکیل برخی دوره­ها و کارگاه­ها پیگیری شده است. علی­رغم زحمتی که دست­اندرکاران زحمت­کش این سازمان­های دولتی متحمل می­شوند، ولی به دلیل عدم استمرار و ثبات، این مسیر آنگونه که شایسته است به نتیجه و اثر نرسیده است.

در رویکرد آموزش و توانمندسازی از پایین به بالا این فرآیند از سوی فرد یا گروهی از درون یک منطقه شکل بگیرد. ممکن است این افراد که دارای شایستگی­ های علمی و عملیاتی خاصی هستند بومی همان محل باشند. یا اینکه از بیرون منطقه به آنجا متصل شده ­اند. اما در هر حال نقطه استقرار خود را در همان محل قرار داده­اند. این فرد یا گروه به نوعی «زیستن با مسأله» مبادرت می­کنند و تمام هم وغم خود را برای حل مسأله مورد نظر از طریق آموزش و به حرکت درآوردن افراد مبذول می­کنند. فرآیند توانمندسازی در این سبک شامل برگزاری کارگاه، تبیین مسأله به صورت شفاهی و رودررو، تلاش برای ایجاد مقدمات کار و همراهی برای راه­اندازی کار است. 

تجربه موفق خانه توسعه گلباف

تجربه موفقی که در شهر گلباف در استان کرمان شکل گرفته است، دسترنج جمعی از جوانان خوش­فکر و فرهیخته این منطقه است که عمر و سرمایه خود را برای شکل یافتن «خانه توسعه گلباف» شکل داده­اند. این مجموعه در واقع یک نمونه بومی و بسیار موفق از یک کنش جمعی است که اقداماتی از قبیل آموزش، حمایت مالی و فنی، بازاریابی و سایر تسهیل­گری­ها را ایجاد کرده است. خانه توسعه محملی است که حلقه تولید، پردازش و بازاریابی را به نحو مطلوبی به همدیگر گره زده است. البته این فعالیت در چند حوزه محدود از جمله گیاهان دارویی و با توجه به مزیت­های نسبی این منطقه شکل یافته و ادامه یافته است. فرآیند آموزش و توانمندسازی با همت این جوانان و در بستر خانه توسعه گلباف از پایین و در بافت بومی این شهر شکل یافته است. تا جایی که تا کنون بعد از گذشت نزدیک به دو سال توانسته­اند تعداد زیادی از افراد جویای کار را آموزش داده و به تدریج به حوزه­ های کاری مختلف جذب کنند.

 خانه توسعه گلباف توانسته است نهادسازی ­های لازم را برای شکل­ گیری کارآفرینی اجتماعی ایجاد کند. از یک سو در بستر آموزش، فرهنگ کسب وکار را تقویت کرده است. از طرف دیگر حلقه­های کسب وکار در حوزه­های مختلف را با شکل­گیری زنجیره ارزش راهبری می­کند. زنجیره ارزش کسب وکارها با کمک گرفتن از نهادهای موجود دانشگاهی، دولتی و خصوصی برای مدیریت دانش، تأمین اعتبار کسب وکارهای خرد، طراحی محصول، تأمین مواد اولیه، تولید و بازاریابی و فروش صورت می­گیرد. حتی در سطح قانون­گذاری که مربوط به لایه حاکمیتی است، از آنجا که این مجموعه دارای اتقان کافی بوده است، کنش ­هایی از جنس مذاکره و ارائه پیشنهاد برای تسهیل مقررات در حوزه کسب وکار صورت داده است.  

جمع­ بندی

تجربه کنش جمعی در گلباف یکی از ده­ها تجربه موفقی است که در کشور وجود دارد. در مناطق متعددی در شرق و غرب کشور افرادی با کمترین امکانات خود را مجهز و مهیا کرده و توانسته­ اند روستاها و شهرهای محرومی را که در آستانه فراموشی و فروپاشی بوده نجات دهند. این تجربه ­ها بسیار ارزشمند، درس ­آموز و الهام ­بخش ولی ناکافی است. باید گفت به تعداد مسأله ­ها، به تعداد شهرها و روستاها نیازمند این کنش ­های جمعی هستیم تا اقتصاد مقاومتی محقق شود. هر کدام از این جوشش­ های مردمی موفق، قطعه ­ای از پازل حکمرانی مردم­ بنیان را شکل خواهند داد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *